السيد حيدر الآملي

مقدمه 34

جامع الأسرار ومنبع الأنوار

مىداند كه اطرافيان أو به چنين شخصى توجه دارند و اگر بعضى از برادران تحرير كتاب جامع الاسرار را از أو خواستار شده‌اند به اين دليل است كه آنان معنويت شيعهء كامل ، جامع شريعت و حقيقت را بر ناصيهء أو ديده‌اند كه جز به تدوين تعليمات امامان معصوم نمىپردازند « 1 » . اينجا بايستى پيش داورى مشترك شيعيان صرف و صوفيان سنى را ( كه به نوعى بىآنكه خود بدانند در ميان أهل سنت نمايندگان تشيع هستند ) مبنى بر اينكه امامان معصوم به علوم عاليه آگاهى نداشتند پشت سر گذاشت . حيدر آملى به عنوان سخنگوى تمامى عرفاى شيعى مىگويد كه در حقيقت « معرفتى وجود ندارد كه از امامان سرچشمه نگرفته باشد سرّى وجود ندارد كه آنان ، كان آن سرّ نبوده باشند . امامان رؤساى شريعت ، أهل طريقت ، و اقطاب أساطين حقيقتاند » . « 2 » منظور حكيم شيعى از اين بيان نه شخص جسمانى امامان و ظهور گذارى تاريخى آنان بلكه وجود أزلي و تعلق آنان به عالم حقيقت محمديه است . حيدر آملى مىنويسد : « آنان خلفاى خدا بر روى زمين و آسمان و مظاهر كبريا و جلال أو در ملك و ملكوتند . » « 3 » به همين دليل است كه شيعى تا زمانى كه فرد كامل معنوى را كه از همان آغاز توسط امامان طرح شده است نتواند در خود تحقق بخشد به حقيقت خود نمىتواند نايل شود . حيدر آملى نه فردى نوآور است و نه در حد خود يگانه . احاديثى را كه أو در كتابهاى خود آورده است أو را همچون بيانگر و امانت دار تعليمات كامل امامان معرفى مىنمايد . آرمان معنوى وى در زندگى و شخص وى ، حتى زمانى كه تصميمى دردناك در جهت اهداف خود مىگيرد ، همان فرد معنوى است كه نمايندگان در تشيع إيراني ، على رغم تشتت آن ، افرادى همچون مير داماد ، صدراى شيرازى ، محسن فيض ، قاضى سعيد قمى ، شيخ احمد احسائى و ديگران هستند . منها أنّه ( ينبغي أن ) لا يحكم به اعتقاد صاحبه ( أي صاحب هذا - الكتاب أو هذا المقام ) الا على الوجه الذي تقرّر في هذا الكتاب من أوّله إلى آخره ، لكن بعد تأمّله و تحقّقه على ما ينبغي ، أعنى لا ينبغي أن يعرف الا جامعا

--> « 1 » جامع الاسرار ، ص 4 ، 5 . « 2 » رك . فصل 14 ص 19 . م . « 3 » رك . فصل 14 ص 19 . م .